خرید بک لینک
داستان های من و اسپاتیفای شنبه ۱۴۰۴/۰۹/۰۸ یک موزیک قشنگگگگ برای یک عصررر قشنگ تر https://open.spotify.com/track/4KlL5Bwlm4yHYxr0B2rHci?si=0fb549dd6f6a46d2امیدوارم سپاتیییی فاییی داشته باشییی برچسب‌ها: معرفی_موزیک ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 9:41

من و این جغد بامزه یکشنبه ۱۴۰۴/۰۹/۰۹ منظورم از این بامزه همون اپ دولینگو عه یک نرم افزار یادگیری زبان بصورت بازی و تعامل که البته الان دیگه تنها زبان نیست . شطرنج هم داره ، پیانو هم داره ، ریاضی هم داره و خلاصه که دنیا قشنگی داره برا خودش بیش از 800 روزه که من باهاش دارم کار میکنم سطح زبان انگلیسیم رسیده به 130 و از این بالاتر دیگه نداره الان اینطوریه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 9:41

عجیب اما واقعی ، یک بلاگ با 4 سال محتوای یکسان یکشنبه ۱۴۰۴/۰۹/۰۹ قبل از هر چیزی از اینجا میتونی بلاگ مورد نظر رو باز کنی اسم بلاگ گویا همه چیزه :) یک وبلاگ با محتوای عاشقانه و به جهت ابراز علاقه مصطفی به عشقش فاطمه عجیب اینجاست کل محتوا این چهار سال ( یا شایدم به تعبیری 5 سال ) اصلا تکون نخورده دریغ از یک گلایه یا چیزی شبیه این در همه پست ها این آقا مصطفی عاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 9:41

در تکاپو دوشنبه ۱۴۰۴/۰۹/۱۰ لینک این بلاگ اینجاست . وقتی وارد بلاگ میشین یک پست ثابت داره برای بهمن سال 1402 با این مضمون : این بمونه اینجا برای اینکه یادم بمونه چه هدفی دارم و میخوام یکسال دیگه این موقع در چه حالی باشم.پذیرش از دانشگاه رنک زیر 100میخوام بگم دمش گرم ، مالک بلاگ خیلی کارش درسته چرا ؟ خب بابا نسا ( مالک بلاگ ) بعد کلی زحمت و تلاش و اینا یک پستادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 9:41

داستان حمید سه شنبه ۱۴۰۴/۰۹/۱۱ حمید یک پسر قد بلند لاغر اندام البته نه خیلی لاغر بلکه با اندامی متناسبه متولد 1359 هست اصالتا اهل تهران نیست اما زاده تهرانه و در یک خانواده نسبتا شلوغی بزرگ شده خانواده حمید خیلی خانواده شلوغی هستند و به همین سبب یکی از پسرهای خونه رو به یک خانواده دیگه دادن جهت فرزندخوندگی که شاید یکروز قصه این پسر رو هم نوشتم. خانواده حمید ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 9:41

بخاری جدید   چهارشنبه ۱۴۰۴/۰۹/۱۲ هوا نسبت به قبل سردتر شدهبالاخره هم اتاقی ها رضایت دادن که یک بخاری دیگه هم اضافه کنیمامشب عملیات نصب بخاری داشتیمفکر میکنم بقیه اش رو اون سمت بنویسم ، بریم ادامه مطلبو باهم بخونیم استاد نصاب یکطوری بخاری رو نصب کرد که قشنگ بوی گازش داره خفه ام میکنه من از همه سرمایی ترم اما خب با این بوی گاز ترجیحم اینه که در سرما بخوابادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 9:41

من و درسام جمعه ۱۴۰۴/۰۹/۱۴ یکی شون اینه که همر ( چکش ) به نسبت شوتینگ استار خیلی معتبر تر و قابل استناد تر عه یکی دیگه اینکه وقتی اینگلف رخ میده صبر کنم ، معمولا تا سه یا چهار تا کندل بعدش دوستان تلاش میکنن که نرخ رو پایین بکشن یکی دیگه وقتی موزیک عربی میذارم ، حس و حالم آروم تره البته که این درسی هست که از پلی لیستم گرفتم یکی دیگه اینکه من نباید بیش از یک ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 9:41

من و کارهای زشتم جمعه ۱۴۰۴/۰۹/۱۴ قدیما این یک ترفند مثلا خنده دار بود یا یک ترفند جذب کامنت یا هرچیزی شبیه این ، چی بود حالا ؟توی عنوان مطلب یا بخش آغازینش نویسنده یک چیزی رو مینوشت ، مثلا : یک عکس گرفتم خیلی خفن شدهبعد مطلب رو رمز دار میکرد وملت میومدن کامنت میذاشتن که رمز رو بده و اینااونم میگفت شرمنده فقط به شناس ها میدم ‍خب این ربطی به موضوع مطلب نداادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 9:41

حکمت رنجیدن و رنجاندن شنبه ۱۴۰۴/۰۹/۱۵ یک حکایتی بود میگفت میخوایی یک محله رو آتیش بزنی، دم گربه رو آتیش بزن چرا اینو میگفتن ، حکایتش از این جا میومد که وقتی یک گربه رو آتیش بزنی اون از این دیوار به اون دیوار از این خونه به اون خونه از این پنجره به اون پنجره انقد میره و میره و هر جا که بره آتیش به پا میکنه چند وقت پیش یک مشکلی برام پیش اومده بود و به سبب اوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 9:41

همشهری های قایمکی یکشنبه ۱۴۰۴/۰۹/۱۶ دیروز پری روزا وقتی با مریم صحبت میکردم اونم این بود که چرا من با هرکی آشنا میشم ، مشهدی عه همزمان من اینطوری بودم که عه چرا برای من برعکسه ؟در نهایت بهش پیشنهاد دادم که یک چنل بزنه همه مون رو ببره اونجا بلکه من چهارتا همشهری خودم رو اونجا یافتم برچسب‌ها: ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 9:41

چند روزی هست که هوا به شدت خنک شده

و خب من بیش از همیشه دلتنگ تو میشم

کاش میدونستم که حالت خوبه

چون این تنها چیزیه که ارزش داره

همین .

نوشته شده توسط:همسخن|چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۳۱ | |لینک ثابت | موضوع: |

برچسب: نویسنده: رها اسماعیلی تاريخ: جمعه 2 شهريور 1403 ساعت: 15:23

اینو امروز دیدم و خیلی یاد تو افتادم ...کار خیلی آسانی است که انسان وارد زندگی کسی بشود؛آن را به همبریزد، و با یک بال زدن پرواز کند...از اینکه اومدی و همه چیز رو برهم زدی و با خیال راحت رفتی .... واقعا ازت ممنونم ... امیدوارم که حداقل برای تو همه چی عالی باشه ... از من که گذشت ... نوشته شده توسط:همسخن|پنجشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۵ | |لینک ثابت | موضوع: | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 28 مرداد 1403 ساعت: 19:08

توی این هوای گرم !

وقتی غروب میشه ريال یاد اون روزا میافتم که باهم میرفتیم شلدون نگاه میکردیم

آه چقد همه چیز خوب بود ... اگه این دید منطقی تو اینقدر ستم گر نبود ...

اینقدر آسیب نمیزد به من و به تو و به همه مون ...

نوشته شده توسط:همسخن|چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۴ | |لینک ثابت | موضوع: |

برچسب: نویسنده: رها اسماعیلی تاريخ: جمعه 26 مرداد 1403 ساعت: 17:35

اینو امروز دیدم و خیلی یاد تو افتادم ...کار خیلی آسانی است که انسان وارد زندگی کسی بشود؛آن را به هم بریزد، و با یک بال زدن پرواز کند...از اینکه اومدی و همه چیز رو برهم زدی و با خیال راحت رفتی .... واقعا ازت ممنونم ... امیدوارم که حداقل برای تو همه چی عالی باشه ... از من که گذشت ... نوشته شده توسط:همسخن|پنجشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۵ | |لینک ثابت | موضوع: | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها اسماعیلی تاريخ: جمعه 26 مرداد 1403 ساعت: 17:35

یادمه ، از ساعت 12:44 تا 13:31 میشستم و مینوشتم و مینوشتم و مینوشتم اما ! ارسالش نمیکردم چون تو بهم اجازه نداده بودی الان چی ؟ از آخرین باری که اونطوری توی پیامک و توی تلگرام بهم گفتی دیگه ازت پیامی نبینم ... من رفتم یک گوشه نشسته ام ... تو که لست سین بودی و نمیبنی امامن دیگه هیچ وقت آنلاین نشدم.... و نمیشم تو گمان میکنی مردن چه شکلیه ؟من از همون لحظه که تو گفتی دیگه پیامی ازت نبینم ، مردم ... تامام نوشته شده توسط:همسخن|چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۰۳ | |لینک ثابت | موضوع: | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1403 ساعت: 17:15

صفحه بندی