
با نیمه عاشقها نه نشین. به نیمه رفیقها اعتماد نکن.نصفهنیمه زندگی نکن.نصفهنیمه امیدوار نباش. برای کسی که نصفهنیمه گوش میدهد نخون.نصف جواب را انتخاب نکن. روی نیمهای از حقیقت پافشاری نکن. رویای نصفه نیمه نخواه ...تا انتهای سکوتت ساکت باش و به حرف که اومدی تمام حرفت رو بزن.سکوت نکن که حرف بزنی و حرف نزن که سکوت کنی.نصف، در واقع همون چیزیکه تو رو میان آشنایانت غریب جلوه میدهاگر رضایت داری کاملا راضی باش و اگر نمیخواهی کلا بگو من نمیخواهم.خندهی نیمهکاره، یعنی به تعویق انداختن خنده. دوست داشتن نصفهنیمه یعنی هجران.رفاقت نصفهنیمه یعنی بلد نبودن رفاقت. نوشیدن نصفهنیمه عطشت رو کم نمیکنه و خوردن نصفهنیمه سیرت نمیکنه. راهِ ناتمام به جایی نمیرسوندت. زندگی نصفهنیمه یعنی تو ناتوانی در زندگی کردن ونکته مهم ...
ادامه مطلب
امروز صبح با یک سردرد بد بیدار شدم چیزی که توی ذهنم مونده بود تصویری از تو بودکه در خواب دیدمخیلی ناراحت کننده بود برای مناما مثل همیشه توخوشحال بودیخیلی خوشحالحالا چرا ناراحت کننده بود برای من؟چون میدیدم که در عین خوشحالی حواست نیست به اونایی کهدارند اذیتت میکنن خیلی ذهنم درگیر شدهخیلی نگرانتم حس میکنم حالت خوب نیست میخوام بهت زنگ بزنماما چند باری که امتحان کردم گوشیت خاموش بودباخودم میگم نکنه خطت رو عوض کردی.... نوشته شده توسط:همسخن|جمعه ۱۴۰۳/۰۲/۰۷ | |لینک ثابت | موضوع: | بخوانید...
ادامه مطلب
سلام بر کسانی کهدلگرمی برای دیگرانند،با اینکه خود غرق در غم هستند.***************پی نوشت :تا اطلاع ثانوی این آخرین چیزیه که اینجا مینویسم . . . .یک سفری طولانی دارم به عمق تنهایی اگه روزی برگشت و منو برگردوند اینجا رو به روز میکنم اگر نشد ... بدونین که تموم شدم ... این روز کوچلو غروبش رسیده و رفته . . . خیلی تلاش کردم .. نشد اون چیزی که اخرش این نشه ... نوشته شده توسط:همسخن|چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۹/۰۸ | |لینک ثابت | موضوع: | بخوانید...
ادامه مطلب
شادم که مرا در آتش دوزخت انداختی ♥️...
ادامه مطلب
یک دوست عزیز توی کامنت ها چیزایی نوشتن که دوست داشتم پابلیششون کنم . برای همین توی ادامه مطلب پابلیششون میکنم . . . ادامه مطلب پی نوشت : در این شرایطی که من هستم به شدت از هرگونه انتقادی استقبال میکنم. اما وقتی از یک موضوعی ، همشو خبر نداریم .. روا نیست اینطوری مستقیم نفرین کنیم . پی نوشت تر ،چرا اون بره زیر تریلی ؟ من خودم آماده ام ... حاضرم جای دوتاییمون برم زیر تریلی .. اگه شما دوست عزیز توانشو داری ؟ بگو من بیام .....
ادامه مطلب
چرا هر صحبتی رو میذاریم روی افکار منفی ؟ این چه عصبانیت هست که ما داریم ؟ از چه چیزی انقد گریزانیم ؟ وقتی همه یک موضوع رو نمیدونیم چطور میتونیم به این راحتی به خودمون اجازه بدیم که نسبت به درک خودمون عصبانی بشیم ؟ و همزمان برای اینکه چیزی چهارچوب افکارمون رو تهدید نکنه سریع بگیم که من دیگه اینجا نخواهم آمد چرا ؟ آیا دونستن حقیقت خیلی سخته ؟ اینکه انقد راحت برچسب بزنیم و بریم ؟ تهش هم بگیم مظلوم نمایی بوده ؟ چی میدونیم از عمق درد و فاجعه ای که هست برای تو...
ادامه مطلب
اما این پیام هایی که توی تلگرام پاک کردی ، سهم من بود ، من باخوندن اون پیام های تو دوباره جون گرفتم ، دقیقا همون پیام هایی که کمتر از همین یک ماه پیش فرستادی و گفتی هرچی بوده ، هر دوگانگی که بوده تموم شده و دیگه با من یک گانه ای تو حق نداشتی پاکشون کنیدرسته همه چیز دست تو هستاختیار همه چیز رو داری و اصن ذره ی برات ارزش ندارم که انقد راحت منو بلاک میکنی و من هم هیچ گله ای ندارمهمیشه همه چیز همونی بوده که تو میخواستی اما این خیلی درد زیادیه ... همه سهم من همون چند تا پیام بود که دلم باهاشون خوش بود، چطور تونستی همون ها رو هم پاک کنی؟چرا؟حداقل برای خودت رو پاک میکردی با وفابا مرام اصن تو قوی اصن تو محکم اصن تو آدم سخت که هر چی اراده کنی همون میشهاما من چی ؟ منو چرا میزنی ؟زورت به ضعیف تر و مظل...
ادامه مطلب
یک رمانه که خیلی به واقعیت نزدیکه لطفا منو قضاوت نکنین مرسی...
ادامه مطلب
میگم نمیدونم چطور همچین حسی رو کردی ولی من حتی حس نفر شونصدم رو هم نداشتماما برا من همیشه نفر یکی جلو تر از اول هم بودی دقیقا اونجایی که حتی خودمم نیستماینه فرق ما تو راحت باش ولی نوشته شده توسط:همسخن|چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۶/۲۹ | |لینک ثابت | موضوع: | بخوانید...
ادامه مطلب
همش میگن این زندگی کوتاهه و این حرفاولی بخدا که تموم نمیشه این لعنتیمینویسم اینجا بلوک 52 ردیف یک قطعه 117 یا 116 نوشته شده توسط:همسخن|سه شنبه ۱۴۰۲/۰۲/۱۲ | |لینک ثابت | موضوع: بخوانید...
ادامه مطلب
امروز بالاخره بغضم ترکید میخواستیم ببریمش حمام سخت بود اینطور از پا افتاده دیدنشکسی که یک عمر برای اطرافیانش اسطوره مقاومت بودکسی که مادر میخونمش نوشته شده توسط:همسخن|شنبه ۱۴۰۲/۰۱/۱۲ | |لینک ثابت | موضوع: بخوانید...
ادامه مطلب
اومدم برم سفرانقد با حرفاش آزارم دادکه به قول خودش نفرت در من به اندازه نفرت در خودش پدیدار بشهغافل از اینکه هر اتفاقی بیافته من از اون متنفر نمیشمبرای دیدنش سفرمو به تاخیر انداختمبرای حفظ حریمش بدون اینکه اجازه بده نزدیک تر نشدمگوشیشو خاموش کرده بود از روی رد عطرش پیداش کردمغرق صحبت های اون مدیر جدید بود و من نگاهش کردم انقد دست پاچه پیدا مردن آدم جدید بودکه فراموش کرده بود منو فدای سرش همیشه گفتم من که باهاش معامله نکردمکه بگم هرچی در من حلول میکنه در اون هم باید باشهمیدونی حس مورد سو استفاده قرارگرفتن رو در من خیلی تشدید کرددائم به خودم میگم اگر دوستم نداشت که الان دیگه به واضح ترین حالت ممکن داره میگه ،پس چرا منو فریب داد؟از من سو استفاده کرد که به چی برسه ؟ از من پیر وخسته و رنجور که نه...
ادامه مطلب
زندگی آدم ها جعبه پاستیل نیستکه از سر ذوق بازش کنیمدستمون رو بیاریم قشنگ وسط دل و روده اشونبعدش تا دلمون رو زد بندازیمشون کناربیاییم قبول کنیم که بازیچه قراردادن ادما کار قشنگی نیستبرای چند روز خوشی و راحت بودن و برچسب موقت ! زدن زوری به روی ادمادست بکشیم ...به قول خودش که میگفت تموم کن این بازی کثیف روو من حاج و واج مونده بودم که کدوم بازی کثیفشاید اون زمان داشته به خودش میگفتهبا صدای بلند که هی تموم کن این بازی کثیف رووالا بخدا این زندگی انقد ارزش نداره که اینطوری همدیگه رو بازی میدیناذیت میکنینباعث اشک هم دیگه میشیناز من که گذشتولی امیدوارم با بعدی ها اینطوری نکنیبه من میگی با هیچ کسی صمیمی نشوبیا و ببیین که هر چی بگذره هیچ کس جای تو نمیاددرسته به من گفتی من هرکسی اماما این درست تره که م...
ادامه مطلب
یک بخش دیگه از همون رمانی که میخوندم:نشسته بودم نه برپابودم سخت مشغول کارهااین روز خودمو سخت مشغول نگه میدارم که اثرات این اتفاقات اخیر کم رنگ تر بشن ک نمیشن البته متاسفانه بعد یکهو زنگ تلفن به صدا در میاد اونم از پشت میز اون یکی میز ! صدای خنده هاش از راه دور میادددد بعدد چند ماه از اخرین تماسش که همه شهر رو به اشوب کشیده بود ... دوباره زنگ زد ... صداش خندان بود و بی مهابا خنده بر لبانم نشست کمی صحبت کردیم تازه فهمیدم اوه شت اون ایمیل ها چند ایمیل پشت سرهم بوده نه ایمیل های روزانه 1:دی نمیشه 1 دی میشه 1:خنده دی شکل و چند تا ایمیل بعد از ایمیل اخر بود ک من نخونده بودم :( اونم چون از ترس اصن نمیتونستم برم سمت ایمیل . . . بگذریم ینی نه ک بگذریم اخه به من گفت دیگه چیزی با کسی حرفی نزن من نفهمید...
ادامه مطلب
سلام ، یک وقت های هست که کامپیوتر شما تحت شبکه است و شما هم دسترسی ادمین دارید ، خب اگه پورت یو اس بی شما بسته است ، اصلا نگران نباشین این مسیر رو طی کنین و پورت رو باز کنین :Deny access to devices that match one of the types predefined by WindowsTo deny access to devices that match one of the types predefined by WindowsOpen the Group Policy Management Editor. To do so, click Start, and then in the Start Search box, type mmc gpedit.msc.In the navigation pane, open Local Computer Policy. Then do one of the following:If you want the policy to affect all users on the computer, open Computer Configuration in the navigation pane.If you want the policy to ...
ادامه مطلب
سلام ، یک وقت های هست که کامپیوتر شما تحت شبکه است و شما هم دسترسی ادمین دارید ، خب اگه پورت یو اس بی شما بسته است ، ا...
ادامه مطلب
ملت ما ملتی هستن که وقتی میری خیابون یه جور بهت زل میزنن نمیدونی خوشگلی یا زیپت بازه ...
ادامه مطلب